همیشه اینگونه بوده است:
او که میرود ُ او که برای همیشه میرود
آنقدر تنها می شوی
که نام روزها را فراموش میکنی
و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید
راستی اگر هنوز نرفتهُ
اگر هنوز
باد شمعهایت را خاموش نکرده ُ اگر
هنوز می توانی برایش :
یک شاخه گل بفرستی
پس قدر تک تک نفس هایش را بدان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 18:40  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:21  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
تحفه ای يافت نکردم که تقديم تو کنم
يک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تو
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:19  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
به سراغ تو نمی آيم من
تو بمان و دلک تنهايت
تو بمان و شب سرد
و بدان گر چه نمی آيم من
ولی اين چينی نازک عاقبت می شکند .........
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:14  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 21:42  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 21:39  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

عشق گوش دادن نيست . . . . . . . . . . بلكه درك كردن است
عشق ديدن نيست . . . . . . . . . . . . . . بلكه
احساس كردن است
عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست . . . . .بلكه صبر
كردن و ادامه دادن است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 21:36  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
سلام نرکس خدا کند که خوب و خوشهال باشی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 17:46  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
زيباترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد، باوفاترين دوست به مرور
زمان بيوفا شد، اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از
دوست نيست از روزگار است.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 11:5  توسط sanaullah =shofoga..............?
|
هيچ وقت نشد بهت بگم که من چقدر دوستت دارم
نشد يه روز، بهت بگم که من فقط تو رو دارم
روزا با تو بيدار ميشم شبا با تو به خواب ميرم
هيچ وقت نشد بدوني که من بي تو فردا ندارم
تو همه دنياي مني
امروز و فرداي مني
ميگن چشاي عاشق يه دنيا شعرو قصه ست
اما چرا عزيزم چشام لبريز غصه ست
ميگن اشکاي عاشق پيش خدا عزيزه
نميدونم تا کي بايد بريزه و بريزه
وقتي شبا تو آسمون رنگه چشاتو ميبينم
دلم ميخواد بهت بگم جز تو ستاره ندارم
ميگن چشاي گيرا خوب داره از اين اسيرا
بگو تا کي بايد من باشم مثل اين اسيرا
ميگن تو اين زمونه عشقا همه دروغه
عاشق نبوده حتما اونکه اينارو گفته
دلم پي نگاهت شد ابر پاره پاره
اما بگو عزيزم اين کارا فايده داره؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 15:26  توسط sanaullah =shofoga..............?
|